تبلیغات
حرف های خودمونی - جمع بندی

حرف های خودمونی

♦ آخرین نوشته های من ♦

جمع بندی

نویسنده: ر.ر (تسنیم) | سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت 09:49 ق.ظ

جمع بندی مطلبی که بحث شد:

1. هر اتفاقی که تو زندگی میفته نباید باعث شه که فک کنیم تو آینده هم زندگی به مراد ما نخواهد بود. برای دوری از این افکار و فکر نکردن به مشکلات راه های مختلفی هست مثل: سرگرم کردن خودمون به کار ها و چیز هایی که آرزوشونو داریم. مثل نوشتن درمورد هرچیز خودم این رو خیلی امتحان کردم موثر بود
و رفتن به یه ورزش مورد علاقه. من خودم چدین هفتس ورزش نرفتم خیلی تو روحیه ام تاثیر گذاشته . ورزش حداقل منو از فضای غم دور مکرد. از استرسو فکر کردن به چیز های بد

خیلی وقت ها تو شرایط بد دلت میخواد یه چیزی باشه آرومت کنه. درسته که خیلی ها میگن امید وار باش در آینده بخت بر میگرده. درسته اما یه چیزی همون موقع میخوای که مثه آب رو آتیش باشه
برای بعضی ها گریه سبکشون میکنه. یعضی ها هم نیاز دارن تا عزمشونو جزم کنن برای درست کردن اوضاع . خیلی ها بهترین راه براشون اینه که یه پلی بزنن به نزدیک شدن به آرزو های دست یافتنیشون. یه موفقیت ممکنه دله آدمو زنده کنه. به طور مثال : کسایی که شعر میگن. خیلی موثر تصمیم بگیرن شعر هاشونو یه ویرایش کننو تصمیم بگیرن یه کتاب بنویسن. یا مثلا نوشتن یه رمان خیلی به آدم روحیه میده.

تو جمع خونواده بودن خیلی موثره. من خودم وقتایی که بین خونوادم خیلی روحم آروم میشه و به خیلی چیزا فکر نمیکنم

کار بعدی اینکه بشینیم یه براورد کنیمو روی کاغذ ساده بنویسیم که چه اشتباهایی تو زندگیمون کردیم که حالا حالمون گرفتس
یه مثال سادش اینکه: مثلا این روزا روحیه ی بعضی دانش آموزا خرابه اونم واسه نمره هاشون. خب خوبه که هنوز ترم اوله . دوتا کار خیلی اساسیه. این دوتایی که میگم رو بیش ز نودو نه درصد از آدمایه موفقی که پرسیدم اینو گفتن: سر کلاس حواستون رو به نود یا صد در صد برسونین. و تنها همون روز که میرسید خونه آخر کارهاتون یه نگاه کوچیک واسه دوره کردنشون بندازید. حتی شده حدود ده دقیقه. بخدا خیلی موثره
کار دوم اینکه بشینیم بنویسیم کدوم درسارو کمتر آوردیم. دلیل هاشم جلوش بنویسیم. مثل بی دقتی حواس پرتی. کم خوابی و...

موضوع دیگه تنهاییه که ان شا ءالله تو پست بعدی مطرحش میکنم


پنجشنبه 3 بهمن 1392 11:34 ق.ظ
سلام ممنو که بهم خبردادید
ر.ر (تسنیم)
سلام.ممنون از حضورتون
پنجشنبه 3 بهمن 1392 01:26 ق.ظ
باشه ...
شبتون بخیر
پنجشنبه 3 بهمن 1392 01:23 ق.ظ
قبول ندارم ...
مگ خونواده یه همه مجتهدن که بتونن حرفی که مجتهد میزنه رو بزنن؟؟؟؟!!!!!!
خونواده از لحاظ عاطفی میتونن تکمیل کنن اما روح انسان رو نمیتونن به تنهایی کفاف بدن ...
کلام مجتهد بر اساس دین و به صورت کاملا تخصصی گفته میشه که یه غیر مجتهد حتی اگه ده سال یا بیست سال تو حوزه باشه نمیتونه اون حرفو بزنه ...
روایت داریم که خدا بر زبان مجتهد می آورد سخنانش را
ر.ر (تسنیم)
من گفتم خونواده باید مجتهد باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من گفتم خونواده باید اطلاعات دینی و علمیشو بالاببره تا حداقل نککنه هایی رو به فرزندش انتقال بده چون تاثیرش بیشتره
پنجشنبه 3 بهمن 1392 01:19 ق.ظ
اولا باید دید غمش چیه ...
اگ یه جوری میشه درستش کرد خب وقتی فکر کنه بهش به راهکار بهتر میرسه ...
اما اگ هر کاری کنی درس بشو نیس اگ فکرت رو بذاری روش تازه افسرده میشی ...چون به نتیجه نمیرسی ...
تازه (مرد ها رو میگم چون من تجربه ی زن بودن ندارم) وقتی آأم گریه کنه تازه دلش پر میشه به جا اینکه خالی بشه ...
هر بار گریه کنی اصلا چنان اون اتفاق ناخشایند تو ذهنت میمونه که دیگ جدا شدن ازش خیلی سخته
ر.ر (تسنیم)
نه من دقیقا برعکسه شما فکر میکنم. بحثش طولانیه باشه واسه فردا شرمنده من خیلی خسته ام هی خوابم میبره
پنجشنبه 3 بهمن 1392 01:11 ق.ظ
ترجیح ندادم ...
در یه حده ...
هر دوتاش مکمله همه و نمیشه یکیش ترک بشه که باعث گمراهیه
درستهد که تو جامعه یه امروزی صحبت با عالم جا نیفتاده اما از لازم ترین کاراییه که باید انجام بشه...
در زمانی که امام غائبند جانشین اما مجتهد (عالمه) پس دیدار با مجتهد به منظور دیدار با امامه و مثله دیدار با امام لازمه
ر.ر (تسنیم)
صحبت با عالم که میگید مختص به کسایی هست که از لحاظ ایمانی در درجه ی بالایی اند خیلی نوجوونایه امروزی حالو حوصله ی صحبت با عالم رو ندارن این هم به دلیل ترویج فرهنگ نادرسته.که فعلا بحثم روش نیست اما قراره روش بحث کنم
نوججونا اگه بتونن چیز هایی مشابه اون رو از خونواده دریافت کنن یه چیز کامل میشه. یعنی اگر بحث علمی و دینی تو خوانواده بشه چه بسا باعث نزدیکی میشه و اثرش بیشترهو این برمیگرده به مهارت های والدین در انتقال اون ها
پنجشنبه 3 بهمن 1392 01:08 ق.ظ
ببینید ... اون که شما گفتید با درد و دل آخرش به خدا میرسم ...
گاهی اوقات بله ...
اما همیشه اینطور نیس ...
آدم هر چی به غصه هاش فکر کنه آدم غمگینی میشه ...
آدم باید وقتی دید غم داره احاطه اش میکنه هر جور میتونه از این فضا بیاد بیرون ...
گاهی با عوض کردن جا درس میشه ...
گاهی با دو رکعت نماز مستحبی
گاهی با رفتن پیش خونواده
گاهی رفتن پیش عالم و آدم وارسته
گاهی ...

بستگی به آدمش داره
ر.ر (تسنیم)
منم قبلا مثه شما فکر میکردم چون خودم بش نرسیده بودم
وقتی سرپوش کنید ددرد رو وقتی لا پوشونی کنید درد رو باعث میشه خالی نشیدو یه جا بزنه بیرون اگرم نزنه بیرون باعث افسردگی ای از درون میشه خیلی آهسته طوری که نمیفهمید
واسه همین توصیه میکنن گریه کن تا سبک شی. این واسه جسمه. اما گریه کردن روح نوشتنه.تنها چیزی که میتونی همه ی احساساتت رو بزبون کاغذو قلم بیان کنی نوشتنه. یک نوع گریه ی روحه. شعر و نوشتن ماله احساساته . احساسات همیشه خوشی نیست گاهی ناخوشی هم داره
پنجشنبه 3 بهمن 1392 01:00 ق.ظ
یه سوال ...
چرا حدود نیم ساعت وبتون رو باز نمیکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ر.ر (تسنیم)
نمیدونم
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:59 ق.ظ
این هم صد بار ...
من بودن بین خونواده رو نقض نکردم ...
گفتم کامل تر بگید ...
تازه همین گفتگوهای ساده هم آداب خودش رو داره...
از چطوری نشستن جلوشون و چطوری حرف زدن باهاشون و ... گرفته تا عمل به دستوراشون و ...
ر.ر (تسنیم)
منم نگفتم نقض کردید تو نوشته هاتون یه جوری گفتید که صحبت با عالمو ترجیح دادید
دو اینکه به نظر من لازم نیست اونقدر سخت گرفته بشه ما اول سعی کنیم تو خونواده حضور داشته باشیم بعد مراحل بعد رو شروع کنیم
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:35 ق.ظ
اگ آدم بدون معیار تو خونواده باشه اتفاقا دچار کنتاک میشه ...
عالم با سخنانش رهکار مصاحبت با خونواده رو میگه ...
تاثیر نفس عالم و صد تا چیزه دیگ هم هس ...
منم حرف شما رو نقض نکردم ...
گفتم اگ کلیس تر میگفتید که همنشینی با عالم هم توش میگنجید بهتر بود
ر.ر (تسنیم)
نه نه بودن بین خونواده مثلا نشستنو دور هم جمع شدنه خونواده واسه فیلم دیدن و یا همین طور حرفایه روزمره که هرکس از اتفاقاتی که براش افتاده تعریف کنه خیلی کمک میکنه تا حداقل آدم بدونه کسایی هستن که واسه مشکلاتش ارزش قایل میشن و یا حتی راه حل درست میکنن
مثلا خوده من چند روزیه که تو جمع خونواده خیلی میرم. روابطم با خواهرم خیلی بهتر شده جوری که دوست داره شب ها پیش هم بخوابیم تا تنها نباشیم
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:29 ق.ظ
خاطرات تلخ و چیزایی که آدم با فکر کردن بهشون داغون میشه باید خاک بشه نه اینکه با قلم رو خاک دفتر سبز بشه
ر.ر (تسنیم)
نه نه ببینید منظور حرفه من دوچیز بود
1. باید وقتی کسی نیست تا دردودل کنه باش یه طوری خودشو خالی کنه. من خودم قبلا با نوشتن دردو دل هام روی کاغذ خالی میشدم جالبیش اینجاست که هربار ناخواسته به خدا میرسیدم و ازش کمک میخواستم این منو سبک میکردو به یه نتیجه ی هدفمند میرسون.این خاصیت نوشتنه
2. منظور از نوشتن نوشتن رمان ویا شعر هست. من خودم میخوام همین کارو کنم و خیلی از اوقاتمو پر کرده و یه سامونی به زندگیم داده
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:24 ق.ظ
یه چیزی بگو
بیا تو وبم
ر.ر (تسنیم)
چشمم
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:17 ق.ظ
نقد:
در کل نتیجه گیریتون پراکنده بود
(منسجم نبود)
ر.ر (تسنیم)
من این نتایج رو با کلی فاکتور نوشتم :
1. نخواستم دلایل علم ی و دینی بیارم تا اول برا هه اثبات بشه درحالت منطقیو تجربی این حالات هست
2. منظورتون از کلی چی هست؟
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:14 ق.ظ
دیدم گفتید وقتی نمرات ترم یک میبینی خراب شده ناامید نشو و برا ترم دو تلاش کن ...
این حرف همون خوف رجاست که باید هم اندازه باشه ...
اولا میگن صلاح شیطان در غلبه بر آدم ها نا امیدیست ...
چنانکه تو دعا میخونیم
اللّهمَ لا تُسَلِّط لی جُنودَ الیأسِ
یعنی خدایا لشگر ناامیدی رو بر من مسلط نکن...
انسانی که ناامید بشه دیگ تلاشی نمیکنه و به شکست میرسه ...
و از اون طرف انسان باید خوف داشته باشه که تو حرفای شما برا ترم بعد *تلاش کنه* مظهر خوف بود ...
که یعنی بترسه از اینکه ترم بعد خراب کنه و به همین دلیل شرو به تلاش کنه ...
هر چند هم خوف هم رجا هر دو در نهایت به تلاش میرسه...

و این نکته بسیار مهمیه که آدم ناامید نشه (رجا داشته باشه) و از اون طرف هم اونقدر امیدوار نشه(مغرور نشه)(خوف و ترس داشته باشه)
ر.ر (تسنیم)
درسته خوبه که حرف های من رو با دلیل آیات بیان میکنید ممنونتونممممممم
پنجشنبه 3 بهمن 1392 12:04 ق.ظ
سلام ...
در رابطه با نکته سه که گفتید ببینیم چه چیزی باعث مشکلمون شده ...
اوّلا کلامم رو با این حدیث مقدس میکنم که:
حاسِبوا قَبل اَن تُحاسِبوا
ینی حساب کار خودتون رو بکنید قبل از اینکه حساب کارتون رو بکنن...
اگ اینو بخواییم جدا از منظر حساب حلال و حراممون هم در نظر بگیریم همین حرفی میشه که گفتید.
بله ...
اگ آدم هر روز مثلا قبل از اینکه تو تختخواب داره خوابش میبر یه نگاهی رو کارای اون روزش بکنه مسلما قبل از اینکه یه اتفاقی بزرگ بشه جلوش رو میگیره و همیشه پیشگیری بهتر از درمانه ...
اگ همون اول دیدی خشت اول کجه دیگ تا ثریا دیوار کج نمیره ...
ر.ر (تسنیم)
درسته اما من قصد دیگه ای از زدن این حرف ها داشتم که شما زودتر گفتید. من میخواستم از یه فضا یه غیر دین و بدون بحث از دین شروع کنم و بعد اثبات کنم مشکلاتمون از گناهان زندگیمون بعضی هاش نشات میگیره که نشد ..
چهارشنبه 2 بهمن 1392 11:52 ب.ظ
در رابطه با بین خونواده بودن گفتید ...
در رابطه با مجالستت و مصاحبت با افراد که کلی مبحث طولانییه اگ میگفتید حرفتون کاملتر بود ...
به طور کل ...
1. صله ی رحم چه خونواده کافر باشن چه مسلمان تاثیر مثبت داره
2. برای دیگر افراد اگه انسان های پاک و با تقوایی باشن تاثیر مثبت و اگ انسان های گنه کاری باشن تاثیر منفی داره ...

حالا بین خوب ها و بد ها هم درجه بندی هس ...
مثلا شما هنگامی که با یه آدم نماز شب خون و وارسته و ... همنشینی حتی در حد چن دقیقه میکنی از لحاظ روحی یه مقداری شارژ میشی اما وقتی با یه مجتهد همنشینی میکنی به مراتب بالاتر و اگ با اولیای خدا همنشین شدی نور علی نور و اگ با وجود نازنین ائمه معصومین همنشین شدی که دیگ غیر قابل توصیفه تاثیرش...
به خاطر همینه که میگن نگاه به چهره ی عالم عبادته ...
این چیزیه که من بارها تجربه کردم
مثلا من هفتگی چهارشنبه ها با یه روحانی با سواد (به طوریکه تا سال دیگ یا دو سال دیگ مجتهد میشن) جلسه خصوصی دارم ...
امشب چهارشنبه بود...
وقتی با ایشون جلسه دارم بعدش واقعا انگار میخوام از حس خوبی که در من ایجاد شده بال در بیارم ...
اصلا درونم انقلاب میشه
این تاثیره دیدار با عالمه

در رابطه با نکته ی دو که گفتید کلّا
مجالست با همنشینی با نیکان بهتر بود گفته بشه
ر.ر (تسنیم)
حرفتون و قبول ندارم
صله ارحام واجبه ولی مجالست با علما واجب نیست
پس نتیجه میگیریم صله ارحام ارجعیت داره
نشستن کنار خونواده و صحبت با اعضای خونواده که حداقل حتی سه نفر هم باشیم تاثیراتی داره که در دیدار با علما نیست مثل:
تقویت روابط اجتماعی. چرا ؟ چون اگه دقت کنید کسایی که تو خونوادشون روابط آروم دارند یعنی رابطه هاشون همیشه صمیمی بوده بچه های آروم تری دارند و خب به طبع وقتی کسی برخورد با خونواده رو بلد باشه برخورد در اجتماع رو هم بلد هست
2. از مسایل مختلف روزمره که چه تو خونواده چه تو اجتماع باخبر شده اطلاع میشه. مثل یه اخبار خونوادگی میمونه
3.کمک میکنه تا روابط خونواده آروم ترو بدون کنتاک شه. چه بسا تو زندگی های امروزه دقت کنید بچه هایی که بیشتر با خونواده کنتاک دارند بیشتر نشات میگیره از کم بودن اوقاتی که در کنار خونواده هه ازین راضیه که فرزندش رو شاد میبینه
البته دیدار با علما هم خوبه اما جای دیدن با خونواده رو اصلا نمییرهو مادر رو شاد کرده و خونوادستند
4. شادی و رضایتی به هر دو طرف یعنی خونواده و فرد میده که این رضایت ازینه که : فرزند ازین راضیه که دل پدر
چهارشنبه 2 بهمن 1392 11:33 ب.ظ
سلام ...
آخر خط دوم منظورم نمیره بود ...
اگ ممکنه اصلاحش کنید
چهارشنبه 2 بهمن 1392 11:31 ب.ظ
اما نکته ای که هست اینه که چطوری خودمون رو مشغول کنیم ...
وقتی جسم مشغول به فعالیت میشه خب فکر تمرکزش رو میذاره رو کار برا همین تو حاشیه میره
اما وقتی فکر مشغول به فعالیت میشه معلوم نیس خود فکر بتونه از تو حاشیه رفتن خودش جلوگیری کنه ...
ینی آدم میشینه چن بیت شعر بگه یا یه کتاب یا رمان به قول شما بنویسه ...
شرو میکنه حاشیه های ذهنشو بنویسه ...
باید یه عامل بیرونی باشه که جلو تو حاشیه رفتن فکر رو بگیره
ر.ر (تسنیم)
بله درسته
اما گاهی اوقات نیاز تا آدم هرچی توی ذهنشه رو روکاغذ خالی کنه. درد ها غم هاشو هرچی که فکرشو مشغول کرده
چهارشنبه 2 بهمن 1392 11:26 ب.ظ
سلام
در رابطه با سر گرم کردن که گفتید و مسئله خیلی مهمیه...
اولا امام علی میفرمایند من هیچ گاه سمت خواب نرفتم مگر آنکه خواب به سمت من آمد...
یعنی هیچ گاه از فعالیت خودم رو باز نداشتم

و دوم اینکه یه بار تو یه اردو بسیج بودم
خیلی ازمون بیگاری کشیدن
بعدش روز آخر مسئولمون داشت میگف:
بچه ها خدا رو شکر کنید که این دو روز اینقدر مشغول فعالیت بودید که وقت گناه پیدا نکردید
...
بعد یه بچه ها گفت :
خدا رو شکر میکنیم که حتی *فکر* گناه هم نکردیم...
چون واقعا وقتی آدم حواسش رو رو یه کاری متمرکز کنه دیگ فکرش تو حاشیه نمیره...
ر.ر (تسنیم)
بله درسته
چهارشنبه 2 بهمن 1392 01:17 ب.ظ
سلام
جمع بندی بسیار کامل و جامعی بود.حتما از ره کارهاتون استفاده خواهم کرد
ر.ر (تسنیم)
سلام. ممنونم لطف دارید

♦ برچسب ها ♦

♦ نویسندگان ♦

    ر.ر (تسنیم)
    تعداد پست ها: 5

♦ درباره وبلاگ ♦

نمایه من

درباره من

♦ موضوعات وبلاگ ♦

♦ آخرین عناوین ♦

موضوعات وبلاگ

آخرین عناوین

نوشته های من

آرشیو

پیوندها