تبلیغات
حرف های خودمونی - تنهایی

حرف های خودمونی

♦ آخرین نوشته های من ♦

تنهایی

نویسنده: ر.ر (تسنیم) | جمعه 4 بهمن 1392 ساعت 09:29 ق.ظ

شاید هرنوجوونی و جوونی به این فکر کرده که چر تو زمان های یکم قبل تره ماها سن ازدواج زودتر الان بود؟ واقعا بهتر بود یا نه؟

با این بحث و شروع کردم که دستتون بیاد موضوع سره چیه

الان یه نگاه به دورو برمون بندازید.دیگه میشه واقعا تشخیص داد کدوم دختر و پسری تاحالا با هیچ جنس مخالفی دوستی نداشتند؟واقعا میشه تشخیص داد؟
از طرفی اجتماع داره نوجوونا رو زود به سن بلوغ میرسونه و از طرفی خانواده فکر میکنه هنوز فرزندشون بچه هست.اونجور خونواده هایی که این طرز تفکر رو دارند هنوز اون ارتباط صمیمی رو با فرزندشون برقرار نکردند که به عمق فاجعه پس ببرند. خب به طبع فرزندم نمیاد به پدرو مادر حرف دلشو بزنه.به علت حیا و چیز هایی که یه فرزند هنوز داره.
همه ی ما میدونیم اجتماع از خونواده تشکیل شده . پس این خونداس که مقصر هست و باعث رخ دادن اینجور مشکلات شده.مگه تو زمان مشروطه و این دوره ها هم تهاجم فرهنگی نبود؟ صد برابر علنی تر هم بود. اما تو اون دوره ایمان های فرزندان از جاهای دیگه قوی تر میشد.
خیلی ها تو ان دوره ها جا نزن . هممون دوس داریم بدونیم چرا تو اون دوره بیشتر افراد پشت پا نزدند به عقایدشون.
1. موارد احتمالیو بررسی میکنیم: تو اون دوره هنوز چشم و هم چشمی بین خانم ها این قدر مثثل الان فراوون نبود. و دلیل اینکه تو این دوره زمونه حتی چشم و هم چشمی بین آقایون هم دیده میشه شاید این موارد باشه:1.وجود ماهواره که به پوشیدن و آرایشو خوشگلی خانم ها جایزه میده. این مسخره نیست؟ به نظرتون با اینکار چشم و هم چشمیو نمیخوان رواج بدن؟ چشم و هم چشمی خیلی عامل مهمی تو بد حجابیو به سمت گناه رفتن جووناس. دختر میاد میه اگر که این مدلی نباشم ازز دوسام عقب میفتم. این طرز تفکر رو کی بهشون اقا کرده؟ مگه میشه عامل دیگه ایو جز رسانه معرفی کرد؟این رسانس که واژه ی مد رو روی زبونه هر جوونی انداخته. اونا یه واژه انداختنو میدونستن جوون خاصیتش اینه که به روز باشه و تک باشه.وقتی یه جوون میبینه اون دوستش پوشش ازون بهتره خب دلش میخواد بره یه پوشش بهتر رو انتخاب کنه.اینه که چشم و همچشمیو وارد میکنه. این رسانس که مارو داره به بی لباس شدن میکشونه. اگر لباس انسان مشکل پیدا کنه درونشم مشکل پیدا میکنه.شاید لباس یه مسیله ی ظاهری باشه. ولی خودمونیم مگه وقتی یه لباس جلف تر و تنگ تر میپوشیم یا شلوارهایی که درحال افتادنه رو میپوشیم حسی تو درونمون ایجاد نمیشه که دلش میخواد شیطنت کنه؟
کلا هر یزی که مارو از دستورات الهی دور کنه تو اونکار شیطان وارد میشه.پوشش نامناسب وقتی بیاد چشم و هم چشمی میاد. وقتی پوشش نامناسبی که توماهواره یک خانم داره و علنی ما میبینیم با صد نفر هست. خب این تفکر القا میشه که وقتی از پوشش نامناسبت دور شی به سمت اینجور کار ها سوق داده میشی. چه بسا دارم میبینم تو این دوره زمونه چه دختر و پسر وقتی میبینن دوستشون دوست دختر یا پسر داره برای اینکه اون ها بگن ماتنها نیسیم یه نفرم به فکر ما هس میرن سراغ اینجور دوستی ها.
الان شاید خودتون بعد این بحث ها بتونید سر منشا اصل ماجرا رو پیدا کنیدو بفهمید این دوستی ها از کجا نشات میگیره
دومین عاملی که تو به وجود اومدن این جور رابطه ها به وجود میاد. دو مسیله هست: 1. ببخشید اینقدر صریح میگم اما نوجوون های امروزی خیلی زود تر به بلوغ ج ن س ی میرسند و تا جایی پیشرفتیم که روابط غیر اخلاقی به دوره ی راهنمایی رسیده . به کجا چنین شتابان؟از طرفی خانواده ها فکر میکنند بچشون هنوز هیچی نمیدونه . خیلی جالبه اون وقت این نوجوون بیچاره باید چیکار کنه؟ بعضی هاشون که نمیتونن خودشون رو کنترل کنند به روابط غیر اخلاقی رو میارند.بعضی هاشون هم برای رفع نیاز احساسیشون و موارد احساسی که تو

اینجور رابطه ها شنیدن باعث میشه که به سمت اینجور روابط شیده بشن. که ثمری جز دور شدن از خونداه( چون نمیتونه به خونواده

احساسه شو بگه و درکش کنن) رو نداره. افسردگی میاره.چون خیلی موارد تو این جور رابطه های غیر خدایی دعوا بحث و حتی تموم شدن

رابطه هست و خب هر دو طرف از لحاظ عاطفی دچار مشکل میشند. 3. از خدا خیلی دورمون میکنه. که همه ی ما دلایلشو میدونیم.4. افت


درسی میاره این برای بیشتر نوجوونا صادقه اما واسه اون هایی که به احساساتشون غلبه دارندو عشق طرف مقابل خیلی ذهنشونو درگیر

میکنه صادق نیست پس اون افراد اصن عاشق نیستند و به اجبار تن به این مسایل دادند
از طرفی وقتی که این روابط پیشرفت داشته باشه باعث مسایل غیر اخلاقی تو بعضی موارد میشه.میونین دلایلش چیه؟ دخترا: دخترایی که

تن به این کار ها میدن شاید چندین دلیل باعث شده باشه: 1. خامی اون دختره که هنوز تشخیص  نمیده که ویژگی های یک پسر هرزه چیه و

یه پسر سالم چیه. حتی بعضیاشون برا پز دادن به دوستاشون که مثلا دوست پسرم خوش تیپه تن میدن به دوست شدن با اینجور پسرا و

غافل از نیت اون پسر
اون قدر اون دختر باید گیج و منگ باشه که نفهمه با اینجور کار چه آسیبی به آینده ی خودش میزنه. به نظر من آدمی که براش مهم نباشه

دوست پسرش با دخترا یه دیگه حرف بزنه حتی چت کنه ویا حتی کنارشون بشینه یا به اجبار تن داده ببخشید یا خیلی گیج و منگه یا هنوز

پسر هارو نشناخته. حالا این شناختو نباید خونواد هبذاره تا از تجربه فرزندش بدست بیاره.باید فرزندشو تشویق کنه به خونودن کتابایی که

اینجور مسایل رو به صورت واقعی نوشتند ویا تعریف تجربه هایه دیگران.چرا خونواده ها میترسن این چیزارو بگن؟ بابا دیگه دوره ی نگفتن به

سر رسیده شماها نگید خودش تجربه میکنه

دلایل پسرا برای روابط غیر اخلاقی: پسر ها یه روحیه ی کنجکاوی دارن که وقتی ازین جور مسایل باخبر میشن خیلی ممکنه تحریک بشن

اما بعضیاشون که از لحاظ معنوی قوی ترند سعی به حفظ خودشون دارند و وای بر اون آدم هایی که ایمان ضعیف دارن. واین رو من باز از

چشم خونواده میبینم

دستم درد گرفت مغزمم سوخت .باتشکر.فعلا دوستان


چهارشنبه 16 بهمن 1392 11:49 ب.ظ
جمع بندی بحث(از نظر من):
ما (چه پسرا چه دختره)باید با فکر کردن رو این مسائل به این نتیجه برسیم که هرچه از فیلم ها و عکس هایی که باعث بروز شیطان به قلبمون میشه،دوری کنیم،خیلی به نفع خودمونه...
هم به مسائل غیر اخلاقی کشیده نمی شیم
هم از خونواده مون دور نمی شیم
هم افرسدگی نمی گیریم
هم از دوس خیر خواهمون(خدا) دور نمی شم


و اما عشق(به معنای واقعی)
چنانچه واقعا عاشق شدیم
اول باید این عشقمون رو به طرف(کسی که عاشقش هستیم)اعلام کنیم،تا اون یه موقع نره!!!(وما شکست عشقی بخوریم)
بعد باید این مسئله رو با خونواده در میون بزاریم (تا کار روی روال خودش پیش بره و خونواده کار های لازم رو انجام بدن)
دیگه...
باید همه تلاشمون رو برای رسیدن به عشق واقعی مون بکنیم(چون اگه واقعا عاشق باشیم و به عشقمون نرسیم،
یا دیونه می شیم
یا یه کاری دست خودمون میدیم
یا تا آخر عمر مجرد می مونیم
یا یه کاری دست رقیبمون می دیم
یا تمام موارد بالا... !!!
ر.ر (تسنیم)
سلام
جمع بندیتون کامل بود
ممنونم. ازش استفاده میکنم
چهارشنبه 16 بهمن 1392 06:31 ب.ظ
سلام خانوم رهبر مبحث عشق وهوس روجمع بندی نمی کنین؟
ر.ر (تسنیم)
سلام
منتظر یه فرصتم
پنجشنبه 10 بهمن 1392 08:42 ب.ظ
منتظر پست های جدیدتون هستم
ر.ر (تسنیم)
چشم حتما. ولی یه پیشنهادی اگه میشه هر کس بکنه که پست بعدی درباره چی باشه
پنجشنبه 10 بهمن 1392 08:27 ب.ظ
سلام
پست جدید نمیذارید؟؟؟
ر.ر (تسنیم)
سلام منتظرم که یه جمع بندی رو بحث بشه
سه شنبه 8 بهمن 1392 06:14 ب.ظ
سلام منونم.دوباره تموم حرفاتون منطقیو درسته.از راه خونواده رفتن هم بهترین راهه اما تموم خونوادهایه جور فکرمیکنن؟البته منظورم این نیست که مابایدمخفیانه دست به هرکاری بزنیم.حالاجوونی که کسی روتو خونواده نداره تکلیفش چیه.
ر.ر (تسنیم)
جوابتونو تو وبتون دادم
سه شنبه 8 بهمن 1392 06:01 ب.ظ
سلام
من قبول دارم حرفای دوستان را تا حدودی...


عاطفه...
خانواده مهم ترین عامل...

ما باید آینده بچه های آینده رو بسازیم...

و اینکه

سخته ولی شرایطیه که توی خانواده ها وجود داره و ما نوجوونا باید بتونیم مبارزه کنیم باهاش...

راسش گفتنش خیلی آسونه اما هنرمند اونه ک بتونه مقاومت کنه...

امیدوارم همه پاک بمونن و با پاکی زندگی کنن...


یا حق
ر.ر (تسنیم)
سلام زهرا جان

قبول دارم حرفتو

اما نوجوون عاشق و کاریش نمیشه کرد.خدا یه راهی جلوی این نوجوونا بذاره
سه شنبه 8 بهمن 1392 05:55 ب.ظ
سلام
من قبول دارم حرفای دوستان را تا حدودی...


عاطفه...
خانواده مهم ترین عامل...

ما باید آینده بچه های آینده رو بسازیم...

و اینکه

سخته ولی شرایطیه که توی خانواده ها وجود داره و ما نوجوونا باید بتونیم مبارزه کنیم باهاش...

راسش گفتنش خیلی آسونه اما هنرمند اونه ک بتونه مقاومت کنه...

امیدوارم همه پاک بمونن و با پاکی زندگی کنن...


یا حق
دوشنبه 7 بهمن 1392 01:40 ب.ظ
مگه عشق دست ماست که جلوشوبگیریم؟اگه خونواده هاحرفای یه نوجوون واقعاعاشقو گوش بدن.رابطه ی اون فردباخداتردنمیشه هیچ بلکه روزبه روزبهترمیشه.جوونی که بامثلاپدرش رفیق دچارحاشیه میشه یاجوونی که اگه هم بگه فقط خودشو خراب کرده؟بحث من همین.شماهم میدونین که اگریه پسریادختر به خاطرهوس به این دوستیاتن بده اگه یکی نشدمیره سراغ بعدی وبراش مهم نیست طرف مقابلش.پس انقدضربه ی روحی نمیخور که یه پسریادخترعاشق.البته توهردوگروه بااستثناآسیبی که به درس.کار.ندگی و........ میخوررومنکرش نیسم.ممنون
ر.ر (تسنیم)
من نگفتم نباید عاشق شد . اگه عاشق کسی شد حریمو حفظ کنه و از راه خونواده بره و سعی کنه از راه خونواده پیش بره. چون وقتی نامحرم باشنو مخفی باشه رابطه خیلی آسیبارو میرسونه
هرچند وقتی هم تودوران تحصیل بر فرض نامزد باشن اونم تو دوره ی دبیرستان خیلی بوده که باعث آسیب به درسشون شده
یکشنبه 6 بهمن 1392 11:47 ب.ظ
سلام
به بی نشان دعوتید
ر.ر (تسنیم)
سلام

بله حتما
یکشنبه 6 بهمن 1392 04:45 ب.ظ
درسته که مانوجوونیم وبدلیل بلوغ احساساتی داریم که کنترل نکردنشون باعث آبروریزی میشه.اماهمه ی عشق هایی که تواین دوره سراغمون میان رونبایدبه هوس متهم کنیم.من خودم میشناسم کسی روکه7 ساله عاشق یه دخترشده بدون ذره ای هوس.عشقایی که از زندگی کردن سیرت میکن.وقتی عمرتوبه فکرکسی باشی که حتی اسمتم یادش رفته........ نتیجهاینکه شایداز10نفر2نفرراه هوسوانتخاب کنند.
ر.ر (تسنیم)
منم نگفتم همش هموسه
ولی عشقایی که مخفیانه و بدور از اطلاع خونواده باشه هم گناهه ( حتی چت کردن با جنس مخالف باعث گناهه)
2. اینکه بعد یه مدت که ناراحتی بین دو طرف پیش بیاد هرچند اون ناراحتی تموم شه ولی اثر بدش رو میذاره چون اون فرد وقتی ناراحته کسی نیست تو خونواده تا درکش کنه
3. افت تحصیلی میاره
4. باعث میشه از معنویت ادمو دور کنه
5. ممکنه رابطشون تموم بشه اون وقت جز ضربه روحی هیچی نمیمونه
یکشنبه 6 بهمن 1392 04:24 ب.ظ
سلام.تموم حرفاتون روقبول دارم.دخترارونمیدونم امایه پسربخاطرکم بودعاطفه وداشتن یه هم زبون حاضربه این دوستی هاتن بده.انقدتوگوشمون خوندن که گناه داره،زشت ،آروم نشدیم هیچ سرکشم شدیم.برای تخلیه ی عقده هامون دست به هرکاری میزنیم.چرابایددرون یه خونواده حرمتهاشکسته بشه.حیانادیده بشه...........؟بیاین مابابچه هامون رفیق باشیم.مرسی
ر.ر (تسنیم)
سلام
دقیقاااا. نقش خونواده خیلی مهمه. اگه یه خونواده اونقدر به فرزندش نزدیک بشه میتونه کم بود هاشو متجه بشه. نه این که از بلای گود نگاه کنه و فک کنه همه چی آرومه
یکشنبه 6 بهمن 1392 09:47 ق.ظ
سلام
خیلی آدم باید كوته بین باشه كه اینجور فكر كنه كه برای كم آوردن و كلاس گذاشتن و این جور چیزا دوست دختر یا پسر برا خودش انتخاب كنه ....
یه استادی داشتیم یه مثالی میزد كه هنوز كه هنوزه توی ذهن ماست .. میگفت مثل مگس نباشید روی یه چیز بشینید و فقط همون رو ببینید پرواز كنید كمی بالاتر چیزهای بهتری می بینید ...
ر.ر (تسنیم)
سلام

دقیقا حرفتونو قبول دارم
اما داره این طرز تفکر و تو جامعه پراکنده میکنند
مممنونم از حضورتون
شنبه 5 بهمن 1392 11:45 ب.ظ
گاهی آدم سنگین باشه بهتره ...
سنگین باشیم که درد بچه هامون رو در آینده بفهمیم
ر.ر (تسنیم)
امید وارم ماها وقتی بزرگ میشیم همه چیو فراموش نکنیم
شنبه 5 بهمن 1392 11:32 ب.ظ
بدبختی نسل امروز از اونجا نشأت میگیره که
دشمنای ما میدونن ما از چی رنج میبریم اما دوستامون نمیدونن ...
هر کس که نداند و نداند که نداند/
در جهل مرکب ابد الدهر بماند/

خودمون هم که صدامون به جایی نمیرسه ...
من این که میگن با یک گل بهار نمیاد رو قبول ندارم اما میدونم اون یک گلی که قراره بهار بیاره دهه هفتادیا نیستن ...
همون طوری که دهه شصتیا گفتن ما نیستیم ... و احتمالا دهه هشتادیا هم همین رو میگن !!!!!!!!
میدونم که شاید دهه پنجاه به اون طرف جدای از کلاه خودشون میتونستن کلاه همسایه هم بگیرن باد نبره اما دهه شصتیا و هفتادیا کلاه خودشون رو بگیرن هنر کردن !!!
به خاطر همینه همه سرها بی کلاه مونده...
پدرها فک میکنن مشکل همون اندازه است که مثلا دو سه بار یه دختر بهشون سلام کرده!!!
یا مادرها فک میکنن مشکل فقط یه متلکه که یه پسر بارشون بکنه!!!
دیگ ذهنشون به بالاتر از این جا قد نمیده!!!

مشکل ما اینه که از بس وانمود کردیم آدمای خوبی هستیم راستی راستی باورشون شده که آدمای خوبی هستیم ...
یا اینکه از بس زیادی مسئله رو بزرگ کردیم ازمون ناامید شدن و گفتن به امید بچه ی بعدیمون!!!!
مهم نیست ...
مهم اینه که اگ اونا نسل سوخته اند ما نسل باخته ایم ...

گاهی دلم میخواد برگردم به صد سال پیش!!!
نه به خاطر زیارت رضا شاه!!!
بخاطر اینکه عصر ارتباطات نبود ...
میگم خوشبحال اون بچه ی دو ساله ای که از هیچی خبر نداره
میخوام بازم بگم ...
حرف هم برا زدن دارم ...
اما چه فایده؟؟؟؟
آیا با این حرف زدن ها همه چیز درست میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
من که چشمم آب نمیخوره ...
شما اگ چشمتون آب میخوره بعدش یاحسین یادتون نره
ر.ر (تسنیم)
سلام

درسته حرفاتونو قبول دارم
اما خب میدونید جنگ نرمی که اغاز شده و صد برابر سخت تره از جنگ رودر رو رو واسه ما نوجوونا درست کردن
نوجووا امروزیم خیلی هاشون ناپخته اند


با حرف زدن آدم خودشو سبک میکنه.این بهترین فایدس
شنبه 5 بهمن 1392 10:33 ب.ظ
یه چیز هیچ پسری تو این سن عشقش واقعی نیست

من یه پسرم خودم بر ضد خودم گاهی شعار میدم

میگم ای دختر به من پسر اعتماد نکن مرد میتونه در آن واحد به صد نفر دل ببنده به قول خودش عاشق بشه ولی میگذره

زندگی درست اینه که:
1.با دست داشتن آغاز میشه
2.دوست داشتن زیاد میشه عشق جوونه میزنه
3.هردوتاشون بیشتر رشد میکنن با اومدن بچه و چیزای دیگه
4.با عشق پایان پیدا میکنه و دیگری با عشق دیگری زندگی و به مرگ میرسه
ر.ر (تسنیم)
دقیقااااااااااااااا حرفتو قبول دارمممممممممممممممممممممم
شنبه 5 بهمن 1392 10:30 ب.ظ
این بحث واقعا زیبا بود

تعریف نباشه من خودم مشاوره میذم برا همین

چون یه چندسال زندگی خودم سر یه چیزایی گذشت که مث اینا بود
ر.ر (تسنیم)
ممنونم لطف داری
امید وارم مفید باشه
شنبه 5 بهمن 1392 10:23 ب.ظ
سلام ...
متاسفانه در رابطه با این پست نمیتونم حرفی بزنم ...
اگ پسر بودید شاید ...
اما همین رو بگم که با خیلی جاهاش مشکل دارم ولی خب به شما نمیتونم بگم
ر.ر (تسنیم)
سلام
اوکی.ممنونم
شنبه 5 بهمن 1392 05:49 ب.ظ
سلا علیک

خیلی خوب به بررسی و مو شکافیِ مساعل پرداختید
واقعا خسته نباشید
ولی خیلی از نیمه ی کمتره لیوان حرف زدید
هستند پسر های جوون و نوجوونی که واقعا عاشق می شم
و به خاطر رابطه ی عاطفی ای که با خانواده هاشون دارن،به راحتی این موضوع رو با پدر یا مادرشون درمیون می گزارن و همه چی به خوبی و خوشی تموم می شه
شاید واقعا طبق تصویری که گذاشتید ،خیلیا به طرف هوا و هوسشون کشیده بشن،ولی لازمه از همون یه ینفری که واقعا عاشقه تقدیر بشه و کمی هم درمورد اون صحبت کنیم
ر.ر (تسنیم)
سلام
ممنونم لطف دارید

حرف شما درست ولی من تو عمرم یه نفرو این طور دیدم اونم بین ماها ینی تو این وبو اینجاها نیست
شما معرفی کنید تا ماهم تقدیرش کنیم
شنبه 5 بهمن 1392 03:06 ب.ظ
حرفات کاملا منطقیه .......
ر.ر (تسنیم)
ممنونم عزیزم
جمعه 4 بهمن 1392 08:10 ب.ظ
ای بابا چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟هرچی بیشتر میخونم دلم بیشتر میگره ریحانه جون..
کلا سوالای زیادی از خدا دارم ک هیچ کدوم جواب قانع کننده نداره نمیدونم تا کییییییییییییییییی..ای بابا چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟
ر.ر (تسنیم)
میفهمم دقیقا چی میگی. گاهی وقتا آدم سوالایه زیادی تو سرش میپیچه و هرچی میخواد جوابشو بدونه نمیشه. میدونی حیف نمیشه اینجا بعضی بحثارو کنم اما تو شرایطه مختلف افراد بعضی چییزا که پیش میاد یه امتحانه .
جمعه 4 بهمن 1392 02:52 ب.ظ
راستش کمی خسته بودم نشد همه ی مطلب رو بخونم اما به نظرم همه اشتباه فکر میکنن که اینهمه سنگ اندازی میکنن و البته آقایون محترم هم اونقد میبینن.........و راه لذت براشون بازه که دیگه خب به قول خودشون مگه مغز خر خوردن برن سراغ ازدواج...ماها خانومیم و خودمون خوب میدونیم که از دامن زن مرد به معراج میرسه و چون تو جامعه عکس این قضیه اتفاق میفته قطعا نتیجه ی عکس هم میده..و شاهدش هستیم....
ر.ر (تسنیم)
سلام
درسته اون آقایونی که خیلی غرق دنیا شدن و از انسانیت دور شدن وارد اینجور مسایل غیر اخلاقی میشن
اصلا یک زن نقش خیلی اساسی تو زندگی یک مرد رو ایفا میکنه . همه کار ها به تنهایی نمیشه انجام داد زندگی مشترک یه زندگیه که بعضی کارهای زنونه رو خانوم باید به عهده بگیره و بعضی کارهای مردونه رو مرد به عهده میگیره
جمعه 4 بهمن 1392 11:51 ق.ظ
سلام عزیزم
خیلی خوب صحبت کردی
دیگه چیزی نمیمونه

چند روز پیش با یه موورد مواجه شدم
که میگفت همه دوستام باجنس مخالفشون رابطه دارن ومنو مسخره میکنن که چرا با کسی دوست نیستم ؟؟!! ومتاسفانه هنوز نوجوانان و جوانان ما خود واقعیشون رو پیدا نکردن و هنوز تحت تاثیر دیگرالنند
اما خب تنهایی !!
اصلا تعریف تنهایی چیه؟؟
آیا نبود جنس مخالف یعنی تنهایی؟؟؟
همین تفکر باعث میشه که جوانان ما به طرف دوستی برن و اگر تو این دوستی یکی عاشق طرف دیگری بشه ....
بله عده ایی هم برای ارضا کردن خودشون وارد رابطه میشن که بیشترین آسیب به روح روان خودشون زده میشه
متاسفانه این ماهواره هم داره تبلیغ غربی بودن رو میکنه چیزی که جهان اولی ها خودشون هم توش موندن
متاسفانه ما با تهاجم فرهنگی رو به روایم و روز به روز هم بیشتر میشه
ر.ر (تسنیم)
سلام عزیزم.ممنونم که اومدی
لطف داری عزیزم
اره درسته. کلا بین دختر ها که حسادت هست. توی مسایل احساسی خواستگارو همه چی هم هست
حتی کسانی هم که وارد اینجور دوستی ها شدند اگر دوستشون دوست پسر یا دختر بهتری داشته باشه حسادت میکنند. واقعا تسف باره
میدونی این دوره زمونه با وجود وسایل اکترونی فاصله ی نسل ها زیاد شده واسه همین شاید احساسات نوجوونا تو خوانواده پاسخ داده نشه. واسه ی همین شاید احساس تنهایی رو تو اینجور مسایل میدونن.نمیدونم چرا ولی تو این دوره زمونه جوری شده که قبلا شاید آدما احساس تنهایی اونقدر نمیکردن اما نوجوونایه امروزه به مسایل مختلفی این مدلی شدند
میگن وقتی یه وسیله ی جدیدی وارد یک کشور قراره بشه قبلش باید فرهنگ سازی بشه.متاسفانه وسایلی مثل موبایل و کامپیوترو ... که وارد کشور ما شد به طور سریع هم عرضه شدو وقت فرهنگ سازی رو ایجاد نکرد. از لحاظ سیاسی این تهاجم فرهنگی حساب میشه و باعث از بین بردن یک ملت میشه
جمعه 4 بهمن 1392 11:27 ق.ظ
اولا سلام
دوما بحث واقعا جالبی بود ...
ریحان خواهر عزیزم
من مخالفم که تو میگی سر منشائ تمام این مشکلات خانواده ست
چه بسا ادمایی بودن که با نگفتن این مشکلات بازم با خودشون و هوسشون مبازره کردن و خیلی تفاوت دارن با اون ادمایی که پدرو مادرشون به هر نحوی اونا رو اگاه کردن
حتی مخالفم باهات که میگی اونا رو باید مجبور کنن تا کتای بخونن ...
خدایی ریحان خودتو بذار جای این ادما کی تو این دوره به خوندن کتای اهمیت میده ؟؟؟
عامل رسانه رو واقعا خیلی خوب اومدی چون رسانه نفوذ پذیر ترین عامله برای تخربیه هر خانواده ای مخصوصا اگه اون خانواده زمینه شو داشته باشه ....
و متاسفانه متاسفانه انقده ماهواره زیاد شده که حتی اون خانواده هاییم که زمینه ندارن دچار میشن ...
خیلی خوشم اومد از بحثت ...
ر.ر (تسنیم)
سلام عزیزم
ممنونم که اومدی عزیزم
نه نه اشتباه براشت نشه ببین من موضوع بندی کردم گفتم تو اون موضوع خانواده مقصره حالا چرا چون:
خونوادس که فرزندشو تو یه مسیر میبره. من میگم باید از همون اول با خونودن کتاب مغز بچشو به فعالیت بندازه که خوبو از بد بشناسه آدما رو بشناسه و نخواد تجربشون کنه
ببین من هم خودم تو پستم گفتم بعضی ها به خونوادشون نمیگن و با هوس و خودشون مبارزه میکنن. اما ایتجور آدما بالاخره نیاز عاطفی دارن. بعضیاشون زود ازدواج میکننو حتی بعضیاشون دوستی ساده حتی یه ارتباط کوچولو حتی این زمینه رو پیدا میکنن که دوست دارن عاشق کسی بشن. خب اگه خونواده این رو بفهمه کمکمیکنه فرزندش از راه صحیح و در پناه خونواده عشقش رو پیدا کنه و باش صحبت کنه
دقیقا . رسانه چون یه چیز دیداریه تاثیرش خیلی و تنها با یک دکمه میتونی وارد فضایی شی که از هزار تا سم بدتره
میگن قفل میذاریم روش ولی بچه های این دوره زمونه چیزیو بخوان پیدا کنن میتونن. قفلشم میتونن پیدا کنن و پیدا هم کردن

ممنونم که اومدی اجی جان

♦ برچسب ها ♦

♦ نویسندگان ♦

    ر.ر (تسنیم)
    تعداد پست ها: 5

♦ درباره وبلاگ ♦

نمایه من

درباره من

♦ موضوعات وبلاگ ♦

♦ آخرین عناوین ♦

موضوعات وبلاگ

آخرین عناوین

نوشته های من

آرشیو

پیوندها